ملا محمد مومن كرمانى
178
صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )
اى صنم ، بد مكُن * بيش از اين ظلمِ بىحدّ مكن « 1 » . . . اما ، والاتر و مهمتر از همه اينها ، چيزى كه با مصداق مقال ما نيز سازگارى دارد ، تابلوى زيباى قاليچه كرمان است « 2 » كه مرحوم كلنل علينقى وزيرى ساخته و آهنگ رقص اين تابلو ، قسمتى از رنگ افشارى است ، و باز از ساختههاى خود كلنل . تابلو موزيكال وزيرى من نمىدانم ، چرا ، وقتى از تابلو موزيكال كلنل وزيرى در رنگ افشارى اطلاع يافتم ، بىهوا ، به ياد مرحوم غنجعلى خان افشار و جهانشاه خان افشار افتادم ، كسانى كه به آنها احترامى دارم - به دليل اينكه اولا همت كردند ، و همهء ايل خود را ، دست بسته ، تسليم مقتضيات قرن بيستم كردند - كه كنار گذاردن تفنگ و سلاح باشد . خدا رحمت كند كسى كه مقتضيات زمان را درك كند . و تنها به خدمت بز و گوسفندهاى خود بپردازد - چيزى كه يك شبح مثالى از تابلو موزيكال وزيرى است . استحاله از خشونت و تكاپو ، به ملايمت و آرامش ؛ تحولى از نوع تحوّل فضيل بن عياض كوفنى در تذكرة الاولياء شيخ عطار « 3 » . . .
--> ( 1 ) - سرگذشت موسيقى ، ج 1 ، ص 398 . ( 2 ) - در كتاب قالى ايران ( ادواردز ، ترجمه خانم صبا ، ص 242 ) در باب قاليچههاى افشارى كرمان به تفصيل صحبت شده است . ( 3 ) - فضيل عياض از قريه كوفن ابيورد ، نزديكىهاى قوچان و بجنورد و در واقع همولايتى نادر شاه افشار بوده است . او « . . . در ميان مرو و باورد خيمه زده بود ، و پلاسى پوشيده ، و كلاهى پشمين بر سر نهاده ، و تسبيحى در گردن افكنده ، و ياران بسيار داشتى - همه دزدان و راهزنان بودند ، و شبوروز راه زدندى ، و كالا به نزد فضيل آوردندى - كه مهتر ايشان بود . . . يك شب كاروانى گذشت ، در ميان كاروان يكى قرآن مىخواند ، اين آيت به گوش فضيل رسيد : أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ ؟ آيا وقت آن نيامد كه اين دل خفته بيدار -